Donnerstag, 18. November 2010

متن قرارداد 1940 بين ايران و اتحاد جماهير شوروي درباره خزر

متن قرارداد 1940 بين ايران و اتحاد جماهير شوروي درباره خزر Küçült Büyüt
متن قرارداد 1940 بين ايران و اتحاد جماهير شوروي درباره خزر

قرارداد بازرگاني و بحر پيمايي بين دولت شاهنشاهي ايران و اتحاد جماهير شوروي سوسيالستي

شاه ايران از يك طرف و هيئت رئيسه شوراي عالي اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي از طرف ديگر نظر به اينكه مايلند روابط بازرگاني بين دو كشور را توسعه بدهند تصميم به انعقاد قرارداد بازرگاني و بحرپيمايي نموده و براي اين مقصود اختيارداران خود را به شرح زير معين نمودند:
شاه ايران:
جناب آقاي مظفر اعلم وزير امور خارجه و جناب آقاي صادق وثيقي كفيل وزارت بازرگاني.

هيئت رئيسه شوراي عالي اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي:
جناب آقاي ماتوي فيليمونو سفير كبير اتحاد جماهير شوروي در ايران و آقاي پترايوانوويچ الكسييوف نماينده بازرگاني شوراي در ايران.
نامبردگان پس از ارائه اختيارنامه‌هاي خود كه در كمال صحت و اعتبار بود در مقررات زير موافقت حاصل نمودند:

ماده اول
از محصولات طبيعي و صنعتي كه مبداء آن خاك گمركي يكي از طرفين متعاهدتين باشد در موقع ورود به خاك گمركي طرف متعاهد ديگر حداقل حقوق گمركي و ساير عوارضي كه در تعرفه گمركي و قوانين كشور وارد كننده پيش بيني شده يا خواهد شد گرفته مي‌شود ولي در هر صورت ميزان حقوق گمرگي و عوارض نامساعدتر و غير از ميزاني نخواهد بود كه از محصولاتي كه مبدا آن كشور ثالثي باشد گرفته مي‌شود.
همچنين محصولات طبيعي و صنعتي كه مبداء آن خاك گمركي يكي از طرفين متعاهدتين بوده و از آنجا به مقصد خاك گمركي طرف متعاهد ديگر صادر مي‌گردد در موقع صدور مورد رژيم گمركي ديگر و نامساعدتري واقع نخواهد گرديد كه نسبت به اين قبيل محصولات صادره به كشورهاي ثالث معمول مي‌گردد.

ماده دوم
هر يك از طرفين متعاهدتين متقبل مي‌شود كه به طرف متعاهد ديگر رژيم كاملة الوادي مطلق را در موارد زير نيز واگذار نمايد:
الف - در شرايط گرفتن حقوق گمركي و اضافات و عوارض مذكوره در ماده يك.
ب - در جا دادن كالاهاي مندرجه در ماده يك در انبارها و استفاده از انبارهاي گمركي و ساير انبارهاي عمومي براي كالاهاي نامبرده و تنظيم ورود و نگاهداشتن كالاها در بندرها و انبارهاي نامبرده و همچنين خارج شدن آن از نقاط نامبرده.
ج - در طبقه‌بندي گمركي و تفسير تعرفه‌هاي معموله در مقررات و تشريفات و وظايف و پرداخت‌هايي كه ممكن است نسبت به عمليات مربوطه به تسويه حقوق گمركي كالاها تعلق بگيرد.
د - در تحميل عوارض داخلي به كالاهاي يكي از طرفين متعاهدتين در خاك گمركي طرف متعاهد ديگر عوارضي كه مربوط به توليد و ساختن و گردش و مصرف و حمل و نقل كالاهاي بالمثل باشد و به نام و به نفع هر كس كه گرفته بشود.
هر يك از طرفين متعاهدتين تقبل مي‌نمايد نسبت به آنچه در بند (د) اين ماده پيش بيني گرديده بدون اينكه لطمه به اصل كاملة الودادي وارد شود در هر صورت استفاده از رژيم ملي را كه در خاك خود براي كالاهاي خود وضع نموده است براي طرف متعاهد ديگر تامين نمايد.

ماده سوم
هر يك از طرفين متعاهدين تقبل مي‌نمايند كه نسبت به واردات از خاك گمركي طرف ديگر يا صادرات به خاك گمركي آن كشور هيچگونه تحديدات و ممنوعيت‌هايي را كه نسبت به عموم كشورهاي ديگر معمول نمي‌گردد مجري ندارد به جز تحديدات و ممنوعيت‌هايي كه به مناسبت عموم و امنيت دولتي و بهداري و مبارزه با آفات نباتي و حيواني بدون استثناء به تمام كشورهايي كه در شرايط متساوي واقع هستند شامل گردد.

ماده چهارم
رژيم كاملة الوادي كه در ماده‌هاي 1 و 2 اين قرارداد و در مواد 8 و 10 (بند 7) و 11 و 12 (بند 5) بعدي مقرر گرديده است شامل موارد زير نخواهد بود:
1- حقوق و مزاياي ناشيه از اتحاد گمركي.
2- حقوق و مزايايي كه اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي به لتوني - ليتواني فنلاند و استوني واگذار نموده و يا خواهد نمود.
3- تحفيفاتي كه هر يك از طرفين متعاهدين براي مبادله كالا در منطقه مرزي كه فاصله آن از خط مرزي از هر طرف بيش از 15 كيلومتر نباشد واگذار نموده و يا خواهد نمود.

ماده پنجم
اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي جزو سفارت خود در ايران نمايندگي بازرگاني دارد وظايف نمايندگي بازرگاني از اين قرار است:
الف- كمك به توسعه روابط اقتصادي بين اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي و ايران.
ب- نمايندگي منافع اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در قسمت بازرگاني خارجي.
ج- تنظيم معاملات بازرگاني به نام اتحاد جماهير شوروي سوسيالستي بين اتحاد جماهير شوروي سوسيالستي و ايران.
د- تجارت بين اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي و ايران.
نماينده بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در ايران و هر دو جانشين او جزو هيئت سياسي سفارت كبراي اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در ايران بوده از تمام حقوق و مزايايي كه به اعضاي ميسيون‌هاي سياسي اعطاء شده است بهره‌مند خواهند بود.
مقر نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در تهران از حق خارج المملكتي استفاده خواهد نمود.
نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسيالستي در ايران حق استفاده از رمز دارد.
نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسيالستي نام اشخاصي را كه از طرف او براي انجام عمليات حقوقي اختيار دارند با ذكر حقوقي كه به هر يك از آنها در امضاء نمودن تعهدات تجارتي نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسيالستي واگذار گرديده در «مجله رسمي» ايران اعلان خواهد نمود خاتمه يافتن اختيارات مزبوره را نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسيالستي در «مجله رسمي» ايران و با صلاحديد خود در يكي از روزنامه‌هاي محل خدمت شخصي كه داراي اختيارات بوده اعلان خواهد نمود تاريخ خاتمه اختيارات نسبت به اشخاص از روز اعلاني خواهد بود كه اول انتشار يافته است.
نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در ايران مثل سابق در پهلوي و تبريز و مشهد داراي شعب خواهد بود و حق خواهد داشت با موافقت وزارت بازرگاني ايران شعبه‌هاي خود را عنداللزوم در ساير نقاط ايران باز نمايد.

ماده ششم
نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در ايران به نام دولت اتحاد جماهير شوروي سوسيالستي عمل مي‌كند دولت اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي مسئوليت هرگونه معاملات بازرگاني را كه به نام نمايندگي بازرگاني به وسيله اشخاصي كه از طرف نمايندگي مزبور اختيار دارند صورت گرفته يا تضمين شده باشد به عهده مي‌گيرد.
براي رسمي شناختن معاملات بازرگاني كه نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در ايران منعقد ساخته يا تضمين نموده است بايد اسناد معامله با ضمانت‌ نامه مربوطه امضاي اشخاصي را داشته باشد كه دولت اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي يا كميسرياري ملي بازرگاني خارجي به آنها براي اين كار اختيار داده و اسم اين اشخاص با ذكر اختياراتي كه به آنها واگذار گرديده از طرف نمايندگي بازرگاني شوروي در «مجله رسمي» ايران اعلام شده باشد به طوري كه در ماده پنج اين قرارداد پيش بيني شده است.
تمام معاملات بازرگاني كه نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در ايران در خاك ايران منعقد يا تضمين نموده است در صورتي كه در سند معامله رسيدگي به وسيله حكميت قيد نشده باشد تابع صلاحيت محاكم ايران و قوانين ايران مي‌باشند.
چون به موجب اين ماده مسئوليت معاملاتي را كه نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در ايران در خاك ايران منعقد يا تضمين نموده است دولت اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي عهده‌دار مي‌باشد مقررات مربوطه به تامين قضائي و اجراي مقدماتي قرارهاي صادره از طريق قضائي يا اداري نسبت به دعاوي كه بر عليه نمايندگي بازرگاني اقامه مي‌شود مجري نخواهد گرديد.
فقط تصميمات قطعي قضائي كه قانوناً قابل اجرا شده و مربوط به اختلاف ناشيه از معاملاتي كه نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي مطابق مندرجات قسمت دو اين ماده آن را امضاء يا تضمين نموده باشد به طور اجبار نسبت به نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي مجري خواهد شد.
تصميمات مزبوره فقط نسبت به اموال و حقوق نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در ايران كه مربوط به معاملات مذكوره در اين ماده است و همچنين نسبت به ساير اموال نمايندگي بازرگاني كه در ايران موجود است اجرا خواهد شد.
ولي اجراي اجباري تصميمات قضائي كه در قسمت فوق اين ماده پيش بيني گرديده به اشيائي كه مطابق اصول عمومي حقوق بين‌المللي خارج المملكتي محسوب و همچنين به اشيائي كه براي عمليات اداري نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در ايران لازم است شامل نخواهد بود.

ماده هفتم
مسئوليت معاملات بازرگاني كه بدون ضمانت نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در ايران از طرف يكي از بنگاه‌هاي اقتصادي اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي انجام بگيرد كه مطابق قوانين اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي داراي حقوق اشخاص حقوقي مستقل باشد فقط به عهده بنگاه مربوطه خواهد بود مسئوليت اين معاملات متوجه دولت اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي يا نمايندگي بازرگاني او در ايران و يا بنگاه‌هاي اقتصادي ديگر اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي نخواهد بود.
معاملات بازرگاني كه از طرف بنگاه‌هاي نامبرده در ايران منعقد شده در صورتي كه در سند معامله رسيدگي به وسيله حكميت قيد نشده باشد تابع صلاحيت محاكم ايران و قوانين ايران خواهد بود.

ماده هشتم
بازرگانان و ارباب صنايع و اشخاص طبيعي و يا اشخاص حقوقي ايراني كه مطابق قوانين ايران تشكيل شده باشند موقعي كه عمليات اقتصادي خود را در خاك اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي يا به وسيله اشخاصي كه انتخاب نموده‌اند انجام مي‌دهند در شرايطي كه قوانين شوروي انجام اينگونه عمليات را مجاز داشته است نسبت به شخص و اموال خود از همان رژيم مساعدي كه در حق اشخاص حقوقي و اتباع دولت كاملة الواداد مجري مي‌شود بهره‌مند خواهند بود.
بنگاه‌هاي دولتي اقتصادي اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي و ساير اشخاص حقوقي شوروي كه مطابق قوانين شوروي داراي اهليت حقوقي هستند و همچنين اشخاص طبيعي از اتباع اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در موقع انجام عمليات اقتصادي خود در خاك ايران در شرايطي كه قوانين ايران انجام اين گونه عمليات را مجاز داشته است نسبت به شخص و اموال خود از همان رژيم مساعدي كه در حق اشخاص حقوقي و اتباع دولت كاملة الوداد مجري مي‌شود بهره‌مند خواهند بود.
اتباع و اشخاص حقوقي هر يك از طرفين متعاهدتين متساوياً مثل اتباع و اشخاص حقوقي داخله حق دارند آزادانه به هر درجه از محاكم براي احقاق و دفاع حقوق خود مراجعه نمايند و در هيچ مورد از اين حيث در وضعيت نامساعدتر از وضعيت اتباع و اشخاص حقوقي دولت كاملة الوداد واقع نخواهند گرديد.
ولي مسلم است كه هيچ يك از مقررات اين قرارداد نمي‌تواند شركت‌هاي بازرگاني و ساير بنگاه‌هاي اقتصادي يكي از طرفين متعاهدتين را مجاز نمايد كه مطالبه مزاياي مخصوصي را بنمايد كه طرف متعاهد ديگر به شركت‌هايي اعطاء مي‌كند كه شرايط عملياتشان در خاك وي به موجب امتيازنامه‌هاي مخصوصي تنظيم گرديده يا خواهد گرديد.

ماده نهم
1- نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در ايران و بنگاه‌هاي اقتصادي شوروي مي‌توانند با رعايت قوانين و نظامات مربوطه به بازرگاني خارجي ايران همه گونه كالاهاي ايراني را به غير از كالاهايي كه صدور آن از ايران مطابق مقررات دولت به تمام كشورها ممنوع است به طور آزاد و بدون مشكلات و موانع براي صدور به اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي خريداري نمايند.

2- اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي حق خود داشت در حدود سهميه‌هايي كه براي هر سال اعتبار قرارداد بازرگاني و بحر پيمايي معين خواهد شد كالاهايي وارد ايران بنمايد فهرست اين كالاها با تعيين سهميه آن همه ساله از طرف نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در ايران با وزارت بازرگاني ايران تنظيم خواهد شد.
براي سال اول اجراي اين قرارداد فهرست مزبور در حين امضاي قرارداد تنظيم و در سال‌هاي بعد در آغاز هر سال اقتصادي ايراني مرتب خواهد شد.
در موقع تهيه فهرست‌هاي فوق براي سال‌هاي بعد حفظ صدي چند سهميه اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي نسبت به هر يك از كالاهاي مندرجه در سهميه عمومي كه در فهرست سال اول پيش بيني گرديده اقلاً تامين خواهد شد.
نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسيالستي در ايران مي‌تواند در فهرست كالاهايي كه دولت ايران اجازه ورود آن را براي سال جاري اقتصادي داده است كالاهاي ديگري را نيز داخل نمايد كه در فهرست مزبور ذكر نشده باشد ميزان اين كالاها را نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در ايران با وزارت بازرگاني ايراني معين خواهد كرد و وزارت بازرگاني ايران پيشنهاد مربوطه نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي را به طور مساعد تلقي خواهد نمود.
سهميه هر يك از كالاهاي وارداتي كه در فهرست قيد گرديده ممكن است در ظرف سال در نتيجه موافقت بين نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در ايران و وزارت بازرگاني ايران زياد بشود.
هرگاه در مدت اجراي اين قرارداد دولت ايران به وسيله توسعه دادن سهميه‌هاي ساليانه ميزان ورود يكي از كالاهاي خارجي را به ايران زياد نمايد حصه از آنچه زياد شود متناسب با سهميه كه اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در واردات كالاي مزبور به ايران قبل از افزايش سهميه‌هاي ساليانه داشته به اتحاد جماهير شوري سوسياليستي واگذار خواهد شد.
در مواردي كه دولت ايران اجازه ورود سهميه‌هاي معين كالايي را بدهد كه فعلا ورود آن ممنوع است به اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي حق داده خواهد شد كه در مدت اجراي اين قرارداد سهمي از واردات مزبور بگيرد و اين سهم با موافقت بين نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي و وزارت بازرگاني ايران معين خواهد شد .وزارت بازرگاني پيشنهاد مربوطه نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي را با نظر مساعد تلقي خواهد نمود.

3- دولت ايران به نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در ايران در انعقاد قراردادهاي بازرگاني با ادارات و شركت‌هاي دولتي ايران و شركت‌هايي كه از طرف دولت عمل مي‌كنند براي خريد كالاهاي ايراني و فروش كالاهاي شوروي كه معامله آنها در دست ادارات يا شركت‌هاي نامبرده باشد به نرخ و شرايط عادي مساعدت لازم را خواهد نمود.
دولت اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي از طرف خود موافقت مي‌نمايد كه مجموع ارزش كالاهاي وارده شوروي كه مطابق قراردادهاي مربوطه به دولت ايران و ادارات شركت‌هاي نامبرده به ريال فروخته شده است از مجموع ارزش كالاهايي‌ كه از دولت ايران و ادارات و شركت‌هاي نامبرده به ريال خريداري و از ايران صادر شده است اقلا كمتر نباشد.

4- نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در ايران و بنگاه‌هاي اقتصادي شوروي حق خواهند داشت به بازرگاني ايراني و شركت‌هاي بازرگانان و شركت‌هاي غيردولتي كالاهاي شوروي فروخته و از بازرگانان ايراني و شركت‌هاي نامبرده كالاهاي ايراني خريداري نمايند.
دولت اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي موافقت مي‌نمايد كه مجموع ارزش‌ كالاهاي وارده شوروي به ايران كه به بازرگانان و شركت‌هاي بازرگانان و شركت‌هاي غيردولتي به ريال فروخته مي‌شود از مجموع ارزش كالاهايي كه از بازرگانان و شركت‌هاي نامبرده به ريال خريداري و به اتحاد جماهير سوسياليستي صادر شده است اقلا كمتر نباشد.

5- نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در ايران و بنگاه‌هاي اقتصادي شوروي در موقع گرفتن پروانه براي وارد كردن كالاها به ايران مطابق سهميه‌هاي ساليانه از ارائه گواهينامه صدور كالاهاي ايران معاف مي‌باشند.
وزارت بازرگاني ايران پروانه وارد كردن كالاها را از روي سهميه‌هاي ساليانه كه در بند 2 اين ماده پيش‌بيني گرديده بدون مانع به نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در ايران و بنگاه‌هاي اقتصادي شوروي خواهد داد. فهرست مذكور در بند فوق در حكم پروانه كلي خواهد بود.

6- دولت ايران موافقت مي‌نمايد تحديدات ارزي را كه فعلا جاري است و تحديداتي را كه ممكن است در مدت اعتبار اين قرارداد وضع شود در صورتي كه اينگونه مقررات مانع از اجراي اين قرارداد بشود نسبت به بنگاه‌هاي شوروي معمول ندارد.

7- دولت ايران به نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در ايران و همچنين به بنگاه‌هاي اقتصادي شوروي حق خواهد داد در تمام مناقصه‌هايي كه ادارات ايراني براي خريد مصالح و لوازم از خارجه اعلان مي‌كنند با استفاده از شرايطي كه براي همه اشتراك كنندگان مقرر مي‌شود اشتراك نمايند.

8- دولت ايران موافقت مي‌نمايد كه به نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوري سوسياليستي و بنگاه‌هاي اقتصادي شوروي در مدت اجراي اين قرارداد حق بدهد كه مطابق قوانين و مقررات موجوده در ايران پمپ‌هاي بنزين نصب نموده و همچنين مخزن‌هاي نفت و ساير بناهايي ‌كه براي تجارت نفت و مشتقات آن مي‌باشد بسازد.

9- موافقت حاصل است كه هر شش ماه كميسيون متساوي‌ الاعضاء مركب از اختيار داران وزارت بازرگاني ايران و نمايندگي بازرگاني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در ايران نتيجه عمل تجارت در دوره شش‌ ماهه گذشته اجراي قرارداد بازرگاني و بحرپيمايي را براي تطبيق دادن جريان تجارت بين طرفين با روح و مفهوم اين قرارداد مورد مطالعه قرار بدهد.

ماده دهم
1- با در نظر گرفتن منافع بازرگاني ايران و به موافقت ماده 20 عهدنامه مورخه 26 فوريه 1921 منعقد بين ايران و جمهوري متحد شوروي سوسياليستي روسيه و براي تصريح مدلول آن اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي ترانزيت آزاد را از خاك خود براي محصولات طبيعي و صنعتي ايران به مقصد هر كشور ثالثي مي‌دهد.
از طرف خود ايران ترانزيت آزاد را از خاك خود براي محصولات طبيعي و صنعتي اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي به مقصد هر كشور ثالثي مي‌دهد.

2- به علاوه اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي به شركت‌هاي بازرگاني و بازرگانان ايران حق صدور آزاد را به هر مقصدي كه باشد براي محصولات طبيعي و صنعتي كه از ايران به خاك او وارد گرديده و در آنجا به فروش نرسيده اعطا مي‌كند. هرگاه معلوم شود محصولاتي كه شركت‌هاي بازرگاني و بازرگانان نامبرده صادر مي‌كنند همان است كه وارد كرده‌اند حقوق گمركي كه در موقع وارد كردن محصولات پرداخته‌اند در حين خروج از خاك گمركي اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي به شركت‌هاي بازرگاني و بازرگانان ايراني مسترد خواهد گرديد.
همين حقوق نيز از طرف دولت ايران به بنگاه‌ها و ادارات اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي كه تجارت دارند اعطاء مي‌گردد.

3- اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي ترانزيت آزاد را از خاك خود به ايران براي محصولات طبيعي يا صنعتي مذكوره در ذيل كه مبداء آن محصولات كشورهايي باشد كه با اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي عهدنامه يا مقاو‌له‌نامه يا قرارداد بازرگاني داشته باشند، مي‌دهد.

الف - ماشين‌آلات و ابزار و مصالح براي كارخانجات همچنين براي بنگاه‌هاي كشاورزي - ماشين‌آلات و ابزار و مصالح براي ساختمان و نگاهداري خانه‌ها و بناها ماشين‌آلات و ابزار و ملزمات و مصالح براي تاسيس راه‌ها و وسايط نقليه از هر قبيل و استفاده از آنها و براي احتياجات بنگاه‌هاي عام‌المنفعه.
ب - دوا از هر قبيل و آلات جراحي و اعضاي مصنوعي بدن.
ج - كاغذ و مطبوعات.
د - تخم نوغان.
هـ - چاي.
و - آلات و ادوات روشنايي و گرم كردن
ز - دوچرخه و موتورسيكلت و اتومبيل و كاميون و متفرعات و قطعات مجزاي آنها.

4- نسبت به سفارشات دولت ايران كه براي بازرگاني نباشد بدون فرق در نوع سفارشات به استثناي اسلحه و مهمات جنگي كه در كشورهاي ثالثي داده شده باشد كه با اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي عهدنامه يا مقاوله‌نامه يا قرارداد بازرگاني دارند حق ترانزيت آزاد از خاك اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي داده خواهد شد.
همچنين راجع به سفارشات دولت ايران كه براي بازرگاني نباشد بدون فرق در نوع سفارشات به استثناي اسلحه و مهمات جنگي كه در كشورهاي ثالثي تهيه شده باشد كه با اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي عهدنامه يا قرارداد بازرگاني ندارند اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي تقاضاهاي مربوط بدان حق ترانزيت براي اين قبيل سفارشات را با منتهاي مساعدت تلقي و تسهيلات ممكنه خواهد نمود.

5- بديهي است مقررات اين ماده به هيچوجه به ترانزيت امانات پستي از خاك اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي با ايران كه به موجب قرارداد مخصوص مورخ دوم اوت 1929 تنظيم گرديده و قرارداد نامبرده طبق مقررات خود به اعتبار باقي است لطمه وارد نمي‌آورد.

6- ايران ترانزيت آزاد را از خاك خود به اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي براي محصولات طبيعي و صنعتي كشورهايي‌ كه با ايران عهدنامه يا مقابله نامه يا قرارداد بازرگاني دارند به استثناي اسحله و مهمات جنگي مي‌دهد.

7- مقرر است كه در مورد اجراي شرايط ترانزيت كه در فوق پيش‌بيني شده است كه هر يك از طرفين متعاهدتين رژيم دولت كاملة‌الوداد را به طرف متعاهد ديگر اعطا خواهد كرد.

ماده يازدهم
طرفين متعاهدتين موافقت مي‌نمايند كه رژيم دولت كاملة‌الوداد را در حمل مسافرين و با گاژ و كالا و ساير باروبنه به وسيله راه‌هاي آهن و به طور عموم از راه خشك و آب و هوا متقابلة به يكديگر اعطا نمايند.
هر يك از طرفين متعاهدتين چه در مورد تعرفه و عوارض حمل و نقل و كليه عوارض ديگر مربوط به حمل و نقل و چه در مورد نوبت و نظم و ترتيب و سرعت حمل از تمام راه‌هاي مذكور در فوق رژيم دولت كاملة‌الوداد را به طرف متعاهد ديگر اعطا مي‌نمايد.

ماده دوازدهم
1- با كشتي‌هايي كه زير پرچم يكي از طرفين متعاهدتين در درياي خزر سير مي‌نمايند در بندرهاي طرف متعاهد ديگر چه در حين ورود و چه در مدت توقف و چه درموقع خروج از هر حيث مثل كشتي‌هاي كشوري رفتار مي‌شود.

2- كشتي‌هاي مزبوره عوارض بندري ديگري نخواهد پرداخت جز آنچه قانوناً براي كشتي‌هاي كشوري وضع گرديده آن هم به همان شرايط و با همان معافيت‌ها.
در موقع گرفتن عوارض مزبوره اشياء‌ مذكوره ذيل جزو كالاهاي وارده يا صادره محسوب و منظور نخواهد شد:
الف - با گاژ مسافرين كه قسمتي از بار نباشد مقصود از با گاژ علاوه بر بسته‌هاي كوچك دستي كليه اشيايي است كه به موجب قبض با گاژ حمل مي‌شود.
ب - سوخت و آذوقه براي مستخدمين و سرنشينان و لوازم تجهيزات كشتي به اندازه‌اي كه براي سير لازم باشد به شرط اينكه لوازم مزبور براي گذاشتن در بندر از كشتي خارج نشود.
ج - بارهايي‌ كه به علت نرسيدن صدمه به كشتي و يا در مواقع توقف‌هاي اتفاقي ديگر در بندر از كشتي خارج شده باشد به شرط اينكه بارها براي فرستادن به بندر مقصد دوباره به كشتي گذارده شود.
د - بارهايي‌ كه با كشتي‌هاي حمل مي‌شود كه ظرفيت آنها كمتر از سه تن ونيم باشد.
هـ - بارهايي‌ كه از كشتي به كشتي ديگر نقل مي‌شود براي اينكه حمل آنها در دريا ادامه داده شود.

3- كابوتاژ به كشتي‌ها كشوري طرفين متعاهدتين اختصاص دارد معهذا موافقت حاصل شده است كه هر يك از طرفين متعاهدتين به كشتي‌هايي كه زير پرچم طرف ديگر سير مي‌نمايند حق كابوتاژ را براي حمل و نقل مسافر و بار در درياي خزر بدهد.

4- صرفنظر از مقررات فوق هر يك از طرفين متعاهدتين ماهيگيري را در آب‌هاي ساحلي خود تا حد ده ميل دريايي‌ به كشتي‌هاي خود اختصاص داده و اين حق را براي خود محفوظ مي‌دارد كه واردات ماهي‌هاي صيد شده از طرف كاركنان كشتي‌هايي را كه زير پرچم او سير مي‌نمايند از تحفيقات و مزاياي خاصي بهره‌مند سازد.

5- كشتي‌هايي كه در درياهاي غير از درياي خزر زير پرچم يكي از طرفين متعاهدتين سير مي‌نمايند در آب‌هاي كشوري و بندرهاي طرف متعاهد ديگر از حيث شرايط كشتيراني و هرگونه عوارض از همان حقوق و مزايايي كه در اين مورد به كشتي‌هاي دولت كاملة‌الوداد اعطا مي‌گردد بهرمند مي‌شوند.

6- كشتي‌هاي يدك‌كش كه كشتي‌ ديگري را به طور يدك مي‌كشند از پرداخت عوارض بندري (از هر تن ظرفيت كشتي) معاف مي‌باشند.

ماده سيزدهم
طرفين متعاهدتين بر طبق اصولي كه در عهدنامه مورخ 26 فوريه 1921 بين ايران و جمهوري متحد سوسياليستي شوروي روسيه اعلام گرديده است موافقت دارند كه در تمام درياي خزر كشتي‌هايي جز كشتي‌هاي متعلق به ايران يا به اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي يا متعلق به اتباع و بنگاه‌هاي بازرگاني و حمل و نقل كشوري يكي از طرفين متعاهدتين كه زير پرچم ايران يا پرچم اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي سير مي‌نمايند نمي‌توانند وجود داشته باشند.

ماده چهاردهم
تصديق نامه‌هاي ظريف كشتي كه از طرف مقامات صالحه طرفين متعاهدتين به كشتي‌هايي كه زير پرچم ايران و اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در درياي خزر سير مي‌نمايند داده مي‌شود و مقامات نامبرده از طرف هر يك از دولتين متعاهدتين به دولت متعاهد ديگر اعلام مي‌گردد در بنادر دولتين متقابله رسميت خواهد شد كشتي‌هايي كه داراي تصديق نامه‌هاي مزبور هستند در بنادر طرف متعاهد ديگر مورد معاينه جديد واقع نخواهند گرديد و نيز در بنادر طرفين متعاهدتين در درياي خزر تصديق‌نامه‌هايي كه راجع به قابليت سير كشتي و ميزان نشست در آب و ساير اسناد فني كشتيراني كه از طرف مقامات مذكوره در فوق به كشتي‌ها داده شده است متقابلا به رسميت شناخته خواهد شد.

ماده پانزدهم
طرفين متعاهدتين موافقت مي‌نمايند كه مراجع به اقدامات بهداري كه بايد نسبت به كشتي‌هاي هر يك از طرفين در بنادر طرف ديگر در درياي خزر به عمل آيد مقررات قرارداد صحي‌ بين‌المللي كه در تاريخ 26 ژوئن 1926 در پاريس امضا شده با رعايت قيودي كه هر يك از طرفين متعاهدتين در موقع امضاي آن قرارداد نموده‌اند مجري گردد.

ماده شانزدهم
اين قرارداد به تصويب خواهد رسيد.
اين قرارداد براي مدت سه سال منعقد گرديده و از روز مبادله نسخ مصوبه كه در اسرع اوقات در مسكو به عمل خواهد آمد داراي اعتبار خواهد بود.
ولي قرارداد از تاريخ امضاي آن به طور موقت اجرا خواهد شد فاصله مدت بين امضاي قرارداد و مبادله نسخ مصوبه جزو مدت سه سال فوق محسوب خواهد گرديد.
هرگاه يكي از طرفين شش ماه پيش از انقضاي مدت سه ساله مزبور فسخ قرارداد را اعلام ندارد قرارداد خود به خود براي مدت غير معيني تمديد شده محسوب خواهد شد.
در اين صورت مي‌توان قرارداد رادر هر موقع با اخطار شش ماه قبل فسخ نمود.
اين قرارداد در دو نسخه و هر نسخه به زبان فارسي و روسي نوشته شده و هر دو متن داراي اعتبار مساوي مي‌باشند.
منعقد شده است در تهران به تاريخ پنجم فروردين ماه 1319 مطابق 25 مارس 1940 عليهذا اختيار داران نامبرده در فوق اين قرارداد را امضا و به مهر خود ممهور نمودند.


| 18-نوامبر-2010, 00:39

Montag, 15. November 2010

تاريخچه هفت هزار ساله زبان ترکی در آذربايجان

تاريخچه هفت هزار ساله زبان ترکی در آذربايجان
به منظور بررسي زبان آذربايجان در طول تاريخ، در ابتدا به بررسي تاريخ اقوام و حكومتهايي كه در آذربايجان بوده‌اند مي‌پردازيم. در مورد ملتهايي كه قبلاً در آذربايجان زيسته‌اند مي‌توان به سومئرها، ايلاميها، هوري‌ها، آراتتاها، كاسسي‌ها، قوتتي‌ها، لولوبي‌ها، اورارتوها، ايشغوزها (ايسكيت‌ها)، مانناها، گيلزان‌ها، كاسپي‌ها و ... اشاره كرد

12/11/2010

به منظور بررسي زبان آذربايجان در طول تاريخ، در ابتدا به بررسي تاريخ اقوام و حكومتهايي كه در آذربايجان بوده‌اند مي‌پردازيم. در مورد ملتهايي كه قبلاً در آذربايجان زيسته‌اند مي‌توان به سومئرها، ايلاميها، هوري‌ها، آراتتاها، كاسسي‌ها، قوتتي‌ها، لولوبي‌ها، اورارتوها، ايشغوزها (ايسكيت‌ها)، مانناها، گيلزان‌ها، كاسپي‌ها و ... اشاره كرد كه زبان تمامي آنها التصاقي و جزو خانوادة زبانهاي تركي بوده.4 از اين ميان سومئريها، ايلاميها و هوري‌ها اقوامي بودند كه اولين تمدنها و مدنيّتها را روي زمين بنا نهادند.

با توجه به کتابهای ارزشمند زیادی که در دنیا وجود دارد مي‌توان به صراحت گفت كه آذربايجان از حدود هفت هزار سال قبل جايگاه تمدنهاي نامبرده مي‌باشد.در اين مورد نيز چندي پيش يك هيأت باستانشناسي آمريكايي – ايراني در تپة حسنلو به كشفهاي ارزشمندي دست يافتند. رهبر اين هيأت (رائبرت دالسون) بعد از تحقيقات فراوان، تاريخ اين منطقه را به ده دوره تقسيم كرد كه اولين دوره حدود 6000 سال قبل از ميلاد و چهارمين دوره مربوط به 1300 سال قبل از ميلاد تا 800 سال قبل از ميلاد مي‌باشد. كه اولين دوره مربوط به هوريها و آخرين دوره مربوط به مانناها مي‌باشد.5

1 – جايگاه اصلي هوريها در هزاره 3 و 4 (600 سال قبل) در آذربايجان و مناطقي از قسمتهاي شمالي زاگرس و كوههاي توروس بود.6 همچنين از ربع سوم هزارة قبل از ميلاد (2400 سال قبل از ميلاد) سند نوشته‌اي بدست آمده كه با الفباي اككد و به زبان التصاقي هوري بوده كه اين سند متعلق به يكي از پادشاهان هوري بنام تيشاري مي‌باشد و نيز نام يكي ديگر از پادشاهان هوريها به نام ساشانار كه در 1450 سال قبل از ميلاد حكومت مي‌كرده نيز معلوم است.7

2 – كاسسي‌ها: درست است كه كاسسي‌ها در آذربايجان نبودند ولي در همسايگي آنها مي‌زيستند. و تقريباً 3000 سال قبل از ميلاد مابين ايلام و مناطقي از آذربايجان ساكن بودند8 و به دليل همزباني و ارتباط سياسي، فرهنگي، اجتماعي تاثير زيادي در تاريخ آذربايجان داشته‌اند.

3 – قوتتي‌ها در 2800 سال قبل از ميلاد و لولوبي‌ها 2500 سال قبل از ميلاد در شرق و جنوب درياچه اروميه و قزوين و همدان ساكن بوده و حكومت كرده‌اند.9

4 – اورارتوها 1000 سال قبل از ميلاد در آناتولي و پيرامون درياچه وان و كوههاي زاگرس و اطراف درياچه اروميه و شهرهاي ماكو و نخجوان امروزي صاحب تمدن بوده‌اند.10

5 – در اوايل عصر 19 قبل از ميلاد، قبايل مانناها با به هم پيوستن، دولت بزرگي در آذربايجان به وجود آورده و حكومت كرده‌اند.11

6 – مادها كه اولادهاي قوتتي‌ها و لولوبي‌ها بودند 670 سال قبل از ميلاد با اعتلاف با مانناها حكومتي قدرتمند به وجود آوردند كه همدان، اراك، ساوه، زرند، سونقور، كاشان، قم ، قزوين ، زنجان و ... تحت حاكميت آنها بوده.12

واما در مورد زبان، همچنين ارتباط زباني مادها و سومئرها دياكونوف در فصل 42 كتاب خود مي‌نويسد كه در ليست نامهاي شاهان ماد يعني قوتتي‌ها، به نامهايي بر مي‌خوريم كه در ليست نام شاهان سومئر مي‌باشد.

از ديگر همسايگان مادها كه همزمان با آنها بوده و زبان هردوي آنها از يك خانواده مي‌باشد مي‌توان به ايشغوزها اشاره كرد كه در قرنهاي 7 و 8 قبل از ميلاد در قسمتهايي از آذربايجان زندگي كرده‌اند.

برخلاف آنچه كه امروز شايع شده مادها نوة يك قبيلة منفرد بودند كه به اصطلاح از ساير آريائيها جدا شده و در آذربايجان ساكن شده‌اند و نه به رغم عقيدة شايع، داير بر اينكه منابع مربوط به تاريخ ماد فوق العاده ناچيز است، منابع آشوري از قرن هفتم تا قرن نهم قبل از ميلاد نه تنها براي احياي تاريخ باستان آذربايجان كافي است بلكه جزئيات مهمي را نيز روشن مي‌سازد. با تغيير و تحولات در اوضاع سياسي آنروزگار در آذربايجان، هفت قبيله آذربايجان باستان كه قبلاً جزو اتحاديه ماننا و اورارتووساكايي بودند اتحاديه‌اي تشكيل دادند كه بعدها يونانيان باستان آنها را ميديا آنچه ما، ماد مي‌ناميم ناميدند، اين قبايل را هرودوت تاريخ نگار يوناني چنين نام مي‌برد:

2 - پارتلاكئنوي Parelakenoi

1 - بوآساي Bousai

4 - مغ Magai

3 - آستروخات Stroukhotes

6 - آري زانتوي Ariazantoi

5 - بوديو Boudioi

7 - ماد Mid

و نيز مطالعه نامهاي شهرها و ولايات ماد نشان مي‌دهد كه آنان آريايي نيستند.

بعد از آشنايي با تعدادي از اقوام و حكومتهاي آذربايجان، اينك به بررسي نوع زبان آنها مي‌پردازيم.

طبق تقسيم بندي متخصصان زبان‌شناس، كل زبانهاي موجود در دنيا به سه شاخه تقسيم بندي مي‌شود:13

1 – زبانهاي التصاقي كه تمام زبانهاي مربوطه به خانواده زبان تركي در اين شاخه قرار دارند.

2 – زبانهاي تحليلي(هندواروپایی) كه از مهمترين زبان اين شاخه مي‌توان به زبان عربي اشاره كرد ;که زبان فارسی نیز جزو این گروه است.

3 – زبانهاي هجايي كه از شاخص‌ترين زبانهاي اين شاخه نيز مي‌توان به زبان چيني اشاره كرد.

حال با توجه به اين تقسيم‌بندي و با توجه به اسناد تاريخي و علمي به بررسي نوع زبان اقوام ساكن در آذربايجان مي‌پردازيم.

طبق تحقيقات هومئل زبانهاي ايلام وسومئر از يك پايه و جزو زبانهاي اورال- آلتايي (التصاقي) مي‌باشد. 15زبانهاي هوري و لولوبي نيز نه، تحليلي و نه هجايي بوده، بلكه آنهانيز جزو زبانهاي التصاقي مي‌باشند.16

همچنين طبق نظريه ماراك دئميكين (آكادئميكين) زبان كاسسي‌ها، ايلامي‌ها، قوتتي‌ها، مادها و مانناها نيز التصاقي بود.17

زبانهاي قوتتي‌ها، لولوبي‌ها همانند بوده و با زبانهاي اورارتوها و هوري‌ها خويشاوند مي‌باشند.18

همچنين اپرت باستان شناس فرانسوي نيز بر تركي (التصاقي) آلتايي بودن زبان مادها اشاره مي‌كند. در جايي ديگر دياكونوف مي‌نويسد زبان اشكانيان نيز همانند زبان مادها و از خانوادة زبانهاي التصاقي بوده19 كه در صورت مقايسه تحقيقات اپرت و دياكونوف مي‌توان به ترك بودن اشكانيان نيز پي برد. بدين ترتيب است كه از 7000 سال تا 2500 سال قبل يعني مدت 4500 سال به طور مطلق در منطقه جغرافيايي آذربايجان تنها و تنها اقوام التصاقي زبان (ترك) زندگي و حكومت كرده‌اند . همچنين اگر تاريخ بعد از 2500 سال قبل از ميلاد را بررسي كنيم باز آذربايجان در بيشتر مقاطع تاريخي مستقل از حكومت‌هاي ديگر منطقه بوده، به طوريكه در زمان هخامنشيان آذربايجان در مقابل آرياييها سرفرود نياورده و تا سرنگوني اين حكومت، تمام فرهنگها و آداب و سنن و زبان خود را حفظ كرده همچنين در تاييد گفتة بالا مي‌توان به كشته شدن كورش، شاه هخامنشيان توسط ملكه آذربايجان (تومروس) اشاره كرد.20

در زمان سلوكيان نيز كل آذربايجان مستقل از حكومت سلوكيان بوده و اسكندر نتوانست آذربايجان را به تصرف درآورد.21و در اين مورد استرابو جغرافيدان يوناني مي‌نويسد: در زمان حمله اسكندر، سرداري بنام آتوروپات آذربايجان را از چنگ اندازي اسكــندر محفوظ نگهداشت.22

در زمان ساسانيان نيز آذربايجان مستقل بوده و حتي بعد از شاپور دوم، ساسانيان با هيتي‌ها (هياطله) پيمان اتحاد بستند تا در شمالغرب با روم بجنگد.23 بعد از اسلام نيز تركان اغوز كه شمشير اسلام ناميده مي‌شده‌اند، در آذربايجان حكومت قدرتمندي بنا كرده و با ملازگرد مبارزه كرده و توسط آلپ ارسلان ضربه سنگيني به آنها واردآوردند. بعد از اغوزها نيز حكومتهايي كه در آذربايجان و گاهي در مناطقي از ايران حكومت مي‌كرده‌اند. از جمله غزنويان، سلجوقيان، خوارزمشاهيان، مغولها، اتابكيان، تاتارها، آق‌قويونلوها، قره‌قويونلوها، صفويان، افشاريان و قاجارها تماماً ترك زبان (التصاقي) مي‌باشند.

در مورد تركي بودن زبان مردم آذربايجان اسناد و مدارك بسيار زيادي موجود است، مثلاً: ديونيوس پريگت جغرافي‌نگار و شاعر يوناني صدة چهار ميلادي ترك زبانان را ساكن اصلي اين منطقه مي‌داند و نيز محمد عوفي در ذكر خلافت عمربن عبدالعزيز كه از سال 99 تا 101 هجري ادامه داشت، از قيام بيست هزار ترك آذربايجاني سخن مي‌گويد.

همچنين اخبار موثّق عبيدبن‌شريعه جرهومي كه شخص معمّر و محترم در دربار اموي بوده در حضور معاويه سخن مي‌گويد: (آذربايجان از سرزمين تركان است) و اين خبر را طبري و به نقل از او بلعمي و حمزة اصفهاني و ابن اثير در كتابهاي تاريخ بلعمي، تاريخ طبري، تاريخ پيامبران و الكامل گزارش كرده‌اند كه از متون معتبر اسلامي به شمار مي‌روند.

از ديگر محققاني كه آذربايجان را به عنوان سرزمين تركها نام مي‌برند مي‌توان : ژ . اوپر، قرتيز هومئل، ا . م . محمد اوف، ت . حاجي يف، گ . ا . مليكشويلي، ع . دميرچي‌زاده، تيمور پير هاشمي، يامپولسكي، ي . ك . يوسف‌اف، يومينوس ، وروشل گوگازيان. زكي وليد دوغان، پروفسور دكتر محمد تقي زهتابي و دهها محقق و دانشمند را نام برد.

در اين ميان بهتر است به نظر يامپولسكي نيز اشاره كرد كه مي‌گويد: تركها در اطراف درياچه اروميه زندگي مي‌كنند و آشوريها آنها را توروك türük (يامون توروك به معني تركهاي نيرومند) نام برده‌اند و در سنگ نوشته‌هاي اورارتوئي هم سخن از قومي بنام توريخي رفته كه در آذربايجان مي‌زيستند. (اوايل هزارة قبل از ميلاد) و مي‌گويد توروكها يا توريخي‌ها همان تركها هستند.

منابع

1 – نقدي بر كتاب زبان آذري نوشته دكتر جواد هيئت

2 - نقدي بر كتاب زبان آذري نوشته دكتر جواد هيئت

3 – سلماس در مسير تاريخ ده هزار ساله – توحيد ملك زاده.

4 – تاريخ ديرين تركان ايران – پروفسور دكتر زهتابي و تاريخ ايلام – پي يئر آميه (ترجمه شيرين بياني) صفحات 3 ، 50 ، 51 ،60، 66 .

5 – آذربايجان در سير تاريخ – صفحه 262 – تاريخ ديرين تركان ايران – پرفسور زهتابي .

6 – تاريخ ديرين تركان ايران – پروفسور دكتر زهتابي صفحه 94 .

7 – تاريخ ديرين تركان ايران - پروفسور دكتر زهتابي صفحه95 .

8 – تاريخ ماد- دياكونوف صفحه 100 .

9 – تاريخ ماد – دياكونوف صفحه 210 .

10 – تاريخ ديرين تركان ايران- پروفسور دكتر زهتابي.

11 – تاريخ آذربايجان – آ.ن قلي اوف صفحه 17 .

12 – تاريخ ديرين تركان ايران- پروفسور دكتر زهتابي صفحه264 .

13 – زبان تركي و لهجه‌هاي آن – دكتر جواد هيئت صفحه 25 .

14 – تحقيقات سازمان يونسكو در مورد زبانهاي دنيا – هفته نامه اميد زنجان چهارشنبه 20 خرداد 78 شماره 286 صفحه 3 .

15 – سيري در تاريخ زبان و لهجه‌هاي تركي دكتر جواد هيئت صفحه 21 .

16 – تاريخ ماد – دياكونوف صفحه 101 .

17 – تاريخ ديرين تركان ايران - پروفسور دكتر زهتابي صفحه254 .

18 – تاريخ ماد – دياكونوف صفحه 99 – و تاريخ ديرين تركان ايران صفحه 95 .

19 – اشكانيان – دياكونوف، ترجمه كشاورز صفحه 116 .

20 – ايران باستان – پيرنيا جلد يك صفحه 452 – 449 و تاريخ ديرين تركان ايران – صفحه 637 .

21 – اشكانيان – دياكونوف صفحه 8 .

22 – تاريخ اروميه – احمد كاويانپور ص 55 – 54 .

23 – تاريخ اجتماعي ايران – مرتضي راوندي صفحه 616 – 611 .

24 – غياث اللغات- صفحه 633 .

25 – مروج الذهب- جلد اول صفحه 231 .

26 – تاريخ گزيده حمد ا... مستوفي به اهتمام دكتر عبدالحسين نوابي - موسسه انتشارات امير كبير، تهران 1366 صفحه 30 .

27 – روزنامه جام جم – صفحه 7 – پنج‌شنبه 2 خرداد 1381 / سال سوم / شماره 586 .

28 – نشريه بهار – شنبه 24 ارديبهشت 1379.


Bu yazi 20 defa okunmustur...

YORUMLAR

Henüz Yorum Yapılmamış

KATEGORİDEKİ DİĞERLERİ

12/11/2010 - 06:25 نگاهي به قديمي‌ترين لغت‌نامة تركي جهان - اسدالله مردانی رحیمی

12/11/2010 - 06:18 خوراسان تورکلرینده آتا بابا سوزلری- اسلام مصطفوی

12/11/2010 - 06:15 تاريخچه هفت هزار ساله زبان ترکی در آذربايجان

16/09/2010 - 06:23 آذربایجان ملّتی یا آذربایجان قومو ؟ - دکتر احمد يزداني

16/09/2010 - 06:18 آتالار سؤزو و مثللر

16/09/2010 - 03:55 از خلق « حیدربابا» تاکشف «سهندیه»

22/07/2010 - 05:56

ناصرالدين‌ شاه ين‌ توركجه‌شعرلريندن‌


22/07/2010 - 05:50

نامگذاری و شمارش اعداد در ترکی آذربایجانی


26/04/2010 - 09:23 حیدر بابا یه سلام در میشیگان

25/03/2010 - 18:26 منشاء برخی ترکیب­های عجیب در فارسی - «ناصر منظوری

07/03/2010 - 09:18

اهمیت تحصیل به زبان مادری


15/02/2010 - 01:16

روز جهانی زبان مادری


09/02/2010 - 18:53

دوکتور رضا مریدی نین آنا دیلی گونو ایله باغلی اونتاریو مجلیسینده دانیشیغی


08/11/2009 - 16:20

یالانچی چوبان : چوپان دروغگو


05/11/2009 - 02:19

« مان » سون سؤزجويو تورك ديلينده


01/11/2009 - 16:55

مدرن شعر مدرن دیلدن دوغولور


01/11/2009 - 16:49

سطيرين اووليندن يازاق/ نسرين شيرمحمدزاده


04/10/2009 - 12:20

زبان مادري وبين المللي بجاي تنها يك زبان-دکتر مجیدجاهدی


05/09/2009 - 11:04

عناصر ادبيات شفاهي آذربايجان در ديوان تركي استاد شهريار


04/09/2009 - 10:59

هنر شهریار( فارسی شکر است - ترکی هنر است)



Sonntag, 14. November 2010

پیروزی بزرگ فرهنگی برای جهان تورک

پیروزی بزرگ فرهنگی برای جهان تورک

سال 2008 به نام سال محمود کاشغری در یونسکو ثبت شد

میللی شورا- 15 آذر ماه: میراث خبر: سازمان علمي، فرهنگي و آموزشي سازمان ملل (يونسكو) پس از آن‌كه سال 2007 را به‌نام "مولانا" نام‌گذاري كرد، تركيه موفق شده تا سال 2008 را به‌نام ‌محمود الكاشغري نام‌گذاري كند و درصدد است تا سال 2009 را به‌نام حاج بكتاش ولي نيشابوري نماید.

يونسكو درروز هاي گذشته اعلام كرد، سال 2008 به‌نام "‌محمود الكاشغري"‌ - انديشمند و فرهنگ‌نويس گويش‌هاي تركيه در قرن يازدهم - نام‌گذاري خواهد شد. همچنين سال 2009 نيز يا به‌نام "‌حاج بكتاش ولي نيشابوري" كه نامش اغلب به‌همراه مولانا مي‌آيد،خواهد بود؛ يا به‌نام "كاتب چلبي" - انديشمند و جغرافي‌دان. وزارت فرهنگ و گردشگري تركيه اوايل امسال از كميته‌ي ملي تركيه در يونسكو درخواست كرد تا سال 2008 به‌نام "محمود الكاشغري" و سال 2009 يا به‌نام "نصرالدين هوجا" - طنزنويس - يا به‌نام "كاتب چلبي" نام‌گذاري شود.

كميته‌ي ملي تركيه در يونسكو سرانجام پس از ارزيابي‌، "بكتاش ولي" را جايگزين "هوجا" براي سال 2009 و با پيشنهاد نام‌گذاري سال 2008 به‌نام "الكاشغري" موافقت كرد. وزارت فرهنگ و گردشگري تركيه از هم‌اكنون برنامه‌ريزي براي اجراي برنامه‌ها و پروژه‌هاي مخصوص اين شخصيت‌ها را آغاز كرده است تا شناخت جهاني را از آن‌ها افزايش دهد.
نگاهي به قديمي‌ترين لغت‌نامة تركي جهان - اسدالله مردانی رحیمی
اگر چه در طول تاريخ لغت‌نامه‌هاي فراواني در زمينة واژگان تركي نوشته شده، اما هيچ يك از آنها اهميت و قدمت « ديوان‌اللغات الترك» محمود كاشغري را ندارد.


12/11/2010

اگر چه در طول تاريخ لغت‌نامه‌هاي فراواني در زمينة واژگان تركي نوشته شده، اما هيچ يك از آنها اهميت و قدمت « ديوان‌اللغات الترك» محمود كاشغري را ندارد.

ديوان‌اللغات الترك قديمي‌ترين لغت‌نامة تركي جهان است كه حدود هزار سال پيش يعني در سالهاي 464 الي 466 ه.ق. بعد از چهار بار بازخواني و بازنويسي به رشتة تحرير در آمده است.

در مورد زادگاه محمود كاشغري اختلاف نظر وجود دارد؛ گروهي معتقدند كه وي در كاشغر پايتخت تركستان شرقي ( ايالت سينگ كيانگ) در شمال چين به دنيا آمده؛ بعضيها زادگاه او را ناحية اپال (50 كيلومتري مغرب كاشغر) دانسته‌اند و گروهي هم بر اين باورند كه او در سال 380 ه.ق. مطابق 1001 ميلادي در شهر بارسغان نزديك درياچة ايسيق گؤل كه امروزه در كشور قرقيزستان واقع شده، به دنيا آمده است.

محمود تقريباً بسياري از قبايل ترك را ديده و لغات و اصطلاحات معمول در بين آنها را جمع‌آوري نموده و حدود 7500 واژه را ثبت و ضبط كرده است.

زمان محمود كاشغري زمان گسترش قدرت و نبوغ تركان در زمينة خدمات نظامي و فرهنگي به جهان اسلام است و قيامهاي ضد اسلامي همچون قيام استاد سيس خراساني، ماه فريد، المقنع و ... به وسيلة تركان سركوب مي‌گردد و در نتيجه نزديكي و تعامل بغداد با تركان افزايش مي‌يابد و ياد گيري زبان تركي در كنار زبان عربي در سرتاسر سرزمينهاي اسلامي رايج مي‌گردد؛ به همين خاطر محمود با هدف تعليم زبان تركي به عربها و عربي دانها و با ترجمة عربي به تأليف اين لغت‌نامه پرداخت تا عرب زبانان به آساني و بر اساس قواعد زبان عربي آموزش ببينند؛ يعني محمود بر مبناي قوانين عربي به بررسي واژگان تركي پرداخته است كه در حقيقت كار بسيار مشكلي است؛ اما او به راحتي از عهدة اين مشكل برآمده است. خود محمود مي‌گويد با نوشتن اين كتاب مي‌خواهد ثابت كند كه زبان تركي همگام با زبان عربي مانند دو اسب مسابقه به پيش مي‌تازند و در جاي ديگر به حديثي نبوي استناد مي‌كند كه زبان تركان را بياموزيد كه فرمانروايي آنان دراز و طولاني خواهد بود.

ديوان لغات در 8 كتاب به شرح زير گردآوري شده است: 1-كتاب همزه 2-كتاب سالم 3-كتاب مضاعف 4-كتاب مثال 5-كتاب ذولثلاثه ( سه گانگان) 6-كتاب ذوالاربعه (چهارگانگان) 7-كتاب ذولغنه (غنه داران) 8-كتاب ذوالساكنين ( جمع دو سكون)

سپس هر كتاب به دو بخش اسمها و فعلها تقسيم شده است.

ديوان الغات ضمن آنكه يك لغت نامة گسترده است، يك فرهنگنامة پر محتوا نيز به شمار مي‌رود؛ زيرا در اين كتاب مسائل مختلف: تاريخي، جغرافيايي، اسطوره شناسي، شعر، ضرب‌المثل، فولكلور، ريشه‌يابي واژگان، دستور زبان و ... فراوان به چشم مي‌خورد.

محمود شخصاً دانشمندي مردمي و فرهنگ دوست است و براي جمع‌آوري و تدوين كتابش در ميان ايلات و عشاير به گشت و گذار مي‌پردازد؛ بدون آنكه انتظار كوچكترين پاداشي از طغرل سلجوقي خاقان ترك يا القائم بامرالله خليفة عباسي عرب داشته باشد.

محمود در سال 1098 ميلادي يعني در سن 97 سالگي در زادگاه خود يعني ناحية اپال كه در مغرب كاشغر قرا دارد، مي‌ميرد و در آنجا براي او مقبره‌اي با شكوه بر فراز تپه‌اي خاكي مي‌سازند كه از پايين تپه تا سر قبرش 97 عدد پله مي‌خورد كه به تعداد سن و سال محمود كاشغري است.

بعد از محمود دهها لغت نامه به پيروي از ديوان‌اللغات‌الترك نگاشته شده كه هيچ يك از آنها نتوانست همپاية ديوان‌اللغات گردد. ما در اينجا فقط به ذكر نام بعضي از آنها بسنده مي‌كنيم:

الادراك للسان‌الاتراك، بلغت المشتاق في‌لغت‌الترك و القفجاق، زهرالملك في نحو الترك، الافعال في لسان الترك، قصيدة قواعد لسان‌الترك، التحفت الزكيه في لغت التركيه، سنگلاخ، التمغاي ناصري، لغت فتحعلي قاجار و ...

محمود در ديوان‌اللغات نام 22 قبيله از 24 قبيلة تركان را بدين صورت نام مي‌برد: قنق (قينيق)، قيغ (قايي)، ييوا (ايوا)، سلغر (سالور)، افشار، بكتلي (بيگدلي)، بكدلاز، بايات، يزغر (يازر)، ايمور، قره بؤللإك، آلقابؤللإك، ايگدير، الإره‌گير، توتورغا (دودورغا)، اولايونتلوق (آلايونتلو)، تؤكر(دؤكر)، بجنك، جوالدوز، جبني و جروقلوق. (فقط دو قبيلة قيزيق و قارقين در كتاب ذكر نشده است.)

محمود زبانهاي مختلف تركان را به 20 لهجه و گويش تقسيم مي‌كند؛ بدين قرار: قپچاقي، اوغوزي، يماكي، باشقوردي، باسميلي، قايي، يباكويي، تاتاري، قيرقيزي، چگلي، تخسي‌يي، يغمايي، اوغراقي، چاروقي، چمولي، اويغوري، تانقوتي، ختايي، خلجي و حاقاني.

در ديوان‌اللغات 250 الي 300 ضرب‌المثل وجود دارد كه بعضي از آنها به همان شكل قديمي در تركي امروز بخصوص در تركي قشقايي موجود است.

در جابه جاي ديوان كاشغري اشعار تركي در اوزان‌هجايي سروده شده كه همه مي‌دانيم اصولاً وزن هجايي وزن بومي و ملي شعر تركي است كه تقريباً تاريخي 7000 ساله را طي مي‌كند . قالبهاي هجايي موجود در ديوان محمود عبارتند از : 5 هجايي، 7 هجايي، 8هجايي، 10هجايي، 11هجايي، 12هجايي و 14 هجايي.

تعداد 4 اسطوره در اين كتاب موجود است كه هر كدام در جاي خود قابل تأمل است.

باورها و اعتقادات مردم نيز در ديوان كاشغري نوشته شده؛ مثلاً اعتقاد باران خواهي (استمطار) كه به صورت كوسه‌گلين در بين تركان قشقايي مرسوم است در ديوان به چشم مي‌خورد.

ظاهراً اولين و قديمي‌ترين كتابي كه از ديوان كاشغري نام مي‌برد، تاريخ بيهقي است. سپس بدرالدين محمود بن موسي‌العيناتي ( از لغويان معروف قرن نهم) در كتاب خود به نام «عقدالجمان في تاريخ اهل زمان» كه در 30 مجلد تاليف شده، در جلد «انساب و جغرافيا» در فصل «الاتراك» به طور مفصل از ديوان‌اللغات استفاده است.

اما اولين كسي كه توانست ديوان كاشغري را به چاپ برساند، احمد رفعت معروف به معلم رفعت بود كه در سالهاي 1333 الي 1335 ه.ق. در 3 جلد چاپ كرد.

در سال 1928 ميلادي «كارل بروكلمان» استاد زبانهاي سامي اين كتاب را به آلماني ترجمه كرد.

بسيم آتالاي در سالهاي 1939 الي 1941 با استفاده از دو ترجمة چاپ نشدة معلم رفعت و عاطفت قونيه‌اي اين كتاب را به تركي استانبولي برگرداند . در سالهاي 1960 الي 1963 صالح م . مطلب اف با استفاده از ترجمه بسيم آتالاي ديوان كاشغري را به تركي ازبكي ترجمه كرد .

ديوان لغات در سالهاي 1981 الي 1983 در شهر اورمچي به تركي اويغوري ترجمه شد.

«روبرت دنكوف» و «جيمزمك كلي» دو تن از اساتيد دانشگاه هاروارد در سالهاي 1982 الي 1984 اين كتار را در 3 جلد به انگليسي ترجمه كردند.

در سالهاي 1997 الي 1998 «اصغر كرماشولي اگابايوف» كتاب را در 3 جلد به تركي قزاقي ترجمه كرد.

در سال 1375 ه.ش. دكتر محمد دبير سياقي با استفاده از ترجمة «كارل بروكلمان» آلماني قسمت نامها، صفتها، ضميرها و پسوندهاي موجود در كتاب ديوان كاشغري را به فارسي ترجمه كرد.

و خلاصه در سال 1383 ه.ش. محقق گرانمايه پرفسور دكتر حسين محمدزادة صديق اين كتاب را به ناب‌ترين و درست‌ترين شكل به فارسي برگرداند. اين ترجمه ارزنده‌ترين كتابي است كه نه تنها ايرانيان بلكه جهان اسلام اعم از ترك، فارس، عرب و ... مي‌توانند به نحو احسن از آن استفاده نمايند.

منابع

1-ديوان‌اللغات الترك محمود بن الحسين الكاشغري برگردان فارسي از دكتر حسين محمد زادة صديق.

2-Divan lugat- it- turk tercemesi Ceveren: Besim Atalay.

3-تاريخ بيگدلي پرفسور غلامحسين بيگدلي.

4-نامها و صفتها و ضميرها و پسوندهاي ديوان‌اللغات الترك محمود كاشغري ترجمة دكتر سيد محمد دبير سياقي.

5-مجله وارليق دكتر جواد هيئت.

Freitag, 12. November 2010

متن كامل قرارداد هاي تركمن چاي و گلستان- اورمولو تايماز

متن كامل قرارداد هاي تركمن چاي و گلستان- اورمولو تايماز

پنج‌شنبه ۲۰ آبان ۱٣٨۹ - ۱۱ نوامبر ۲۰۱۰

مدتي است كه ارگان هاي غير رسمي فاشيسم فارس جمهوري آزربايجان (آزربايجان شمالي )را به نام ايران شمالي ياد كرده و بدينوسيله ضمن تحقير استقلال آزربايجان به ضعم خود در مقابل تجزيه طلبان ( شما بخوانيد استقلال طلبان يا هويت طللب ها و يا هر چيز ديگري كه دوست داريد)برگ آس برنده اي را به زمين مي زنند. اما يادشان مي رود كه همراه با آزربايجان شمالي ارمنستان فعلي ، هرات ، قسمتي از تركمنستان و تاجيكستان نيز شامل اين به اصطلاح ايران شمالي خيالي مي شود. اين روزها هم اين نوابغ نژاد پرستي آس برنده ديگري نيز بر زمين مي زنند كه گويا مدت 99ساله و يا صد ساله اين عهد نامه ها به سر آمده و بايستي آزربايجان به ايران پس داده شود!!! جداي از اينكه اين نوابغنژاد پرستي از علم رياضي حتي جمع و تفريق را نيز نمي دانند ( با يك حساب سرانگشتي عمر عهد نامه گلستان كمي كمتر از دويست سال است) از ناداني خودشان و طرفداران طوطي منششان استفاده كرده و به تشويش اذهان عمومي مي پردازند لذا در اينجا لازم دانستم متن كامل قراردادهاي فوق الذكر را عينا درج نمايم . افسوس كه نرود ميخ آهني بر سنگ!!!

متن معاهده گلستان

اعليحضرت قضا و قدرت، خورشيد رايت، پادشاه جم جاه و امپراطور عالي دستگاه ممالك بالاستقلال كل ممالك آمپيريه روسيه و اعليحضرت قدر قدرت، كيوان رفعت، پادشاه اعظم سليمان جاه، ممالك بالاستقلال كل ممالك شاهانه ايران به ملاحظه كمال مهرباني و اشفاق عليٌتين كه در ماده اهالي و رعاياي متعلقين دارند رفع و دفع عداوت و دشمني كه بر عكس رأي شوكت آراي ايشان است طالب و به استقرار مراتب مصالحه ميمونه و دوستي جواريت سابقه مؤكده را در بين الطرفين راغب مي باشند، با حسن الوجه رأي عليٌتين قرار گرفته در انجام اين امور نيك و متصوٌبه از طرف اعليحضرت قدر قدرت پادشاه اعظم بالاستقلال كل ممالك روسيٌه به عاليجاه معلٌي جايگاه جنرال ليوتنال سپهسالار روسيٌه و مدير عساكر ساكنين جوانب قفقازيٌه و گرجستان، ناظم امور و مصالح شهريه ولايات غوبرناي و گرجستان و قفقازيٌه و حاجي طرخان و كارهاي تمامي ثغور و سرحدات اين حدودات و سامان، امرفرماي عساكر سفاتين بحر خزر، صاحب حمايل الكساندر نويسكي ذي حمايل مرتبه اولين آنٌاي مرتبه دار رابع عسكريه مقتدره حضرت گيوركي، صاحب نشان و شمشير طلا المرقوم به جهت«رشادت و بهادري» نيكلاي رتيش چف اختيار كلي اعطا شده و اعليحضرت قدر قدرت والا رتبت، پادشاه اعظم، مالك بالاستقلال كل ممالك ايران هم عاليجاه معلي جايگاه، ايلچي بزرگ دولت ايران كه مأمور دولتين روم و انگليس بودند، عمده الامرا و الاعيان، مقرب درگاه ذي شأن و محرم اسرار نهان و مشير اكثر امور دولت عليٌه ايران از خانواده و دودمان وزارت و از امراي واقفان حضور در مرتبه دويم آن، صاحب شوكت عطاياي خاص پادشاهان خود از خنجر و شمشير و كارد مرصع و استعمال ملبوس ترمه و اسب مرصع يراق ميرزا ابوالحسن خان را كه در اين كار مختار بالكل نموده اند حال در معسكر روسيه و رودخانه زيوه من محال گلستان متعلقه ولايات قراباغ ملاقات و جمعيت نمودند. بعد از ابراز و مبادله مستمسك مأموريت و اختيار كلي خود به يكديگر و ملاحظه و تحقيق امور متعلق به مصالحه مباركه به نام پادشاهي عظام قرار و به موجب اختيار نامجات طرفين، قيود و فصول و شروط مرقومه را الي الابد مقبول و منصوب و استمرار مي داريم:

فصل اول- بعد از اين، امور جنگ و عداوت و دشمني كه تا حال در دولتين عليتين روسيه و ايران بود به موجب اين عهدنامه الي الابد مقطوع و متروك و مراتب مصالحه اكيد و دوستي و وفاق شديد در بين اعليحضرت قضا قدرت، پادشاه اعظم امپراطور مالك بالاستقلال كل ممالك روسيه و اعليحضرت خورشيد رايت، پادشاه دارا شوكت ممالك ايران و وارث و وليعهدان عظام و ميانه دولتين عليتين ايشان پايدار و مسلوك خواهد بود.

فصل دويم- چون پيشتر به موجب اظهار و گفتگوي طرفين قبول و رضا از جانبين دولتين شده است كه مراتب مصالحه در بناي اسطاطوسكوادپريز نديم يعني طرفين در هر وضع و حالي كه الي قرارداد مصالحه الحاليه بوده است از آن قرار باقي و تمامي الكاي ولايات خوانين نشين كه تا حال در تحت تصرف هر يك از دولتين بوده كماكان در تحت ضبط و اختيار ايشان بماند، لهذا در بين دولتين عليتين روسيه و ايران به موجب خط مرقومه ذيل سنور و سرحدات مستقر تعيين گرديده از ابتداي اراضي آدينه بازار به خط مستقيم از راه صحراي مغان تا به معبر يدٌي بلوك رود ارس و از بالاي كنار رود ارس تا ايصال و الحاق رودخانه كپنك چاي به پشت كوه مقري و از آن جا خط حدود سامان ولايات قراباغ و نخجوان از بالاي كوههاي آلداگوز به دره لكر مي رسد و از آنجا به سرحدات قراباغ و نخجوان و ايروان و نيز رسدي از سنور گنجه جمع و متصل گرديده، بعد از آن حدود مزبوره كه ولايت ايروان و گنجه و هم حدود قزاق و شمس الدين لو را تا به مكان ايشيك ميدان مشخص و منفصل مي سازد و از ايشيك ميدان تا بالاي سر كوههاي طرف راست طرق و رودخانه هاي حمزه چمن و از سر كوههاي پنبك الي گوشه حدود محال شوره گل و از گوشه شوره گل از بالاي كوه برفدار آلداگوز گذشته از سر حد محال شوره گل و ميانه حدود قريه سدره وارنيك به رودخانه آرپه چاي ملحق و متصل شده معلوم و مشخص مي گردد و چون ولايات خوانين نشين طالش در هنگام عداوت و دشمني دست به دست افتاده، لهذا به جهت زياده صدق و راستي حدود ولايات طالش مزبوره را از جانب انزلي و اردبيل بعد از تصديق اين صلحنامه از پادشاهان عظام، معتمدان و مهندسان مأمور كه به موجب قبول و وفاق يكديگر و به معرفت سرداران جانبين، جبال و رودخانه ها و درياچه و امكنه و مزارع طرفين تفصيلاً تجديد وتميز و تشخيص مي سازند آن را نيز معلوم و تعيين ساخته آنچه در تحرير اين صلحنامه در دست و در تحت تصرف جانبين باشد معلوم نموده، آن وقت خط حدود ولايت طالش نيز بر اسطاطوسكوادپريز نديم مستقر و معين ساخته هر يك از طرفين آنچه در تصرف دارد بر سر آن باقي خواهد ماند و همچنين در سرحدات مزبوره فوق اگرچيزي از خط طرفين بيرون باشد معتمدان و مهندسان مأموره طرفين هر يك طرف موافق بيرون باشد معتمدان و مهندسان مأموره طرفين هر يك طرف موافق اسطاطوسكوادپريز نديم رضا خواهد داد.

فصل سيم- اعليحضرت قدر قدرت، پادشاه اعظم مالك بالاستقلال كل ممالك ايران به جهت ثبوت دوستي و وفاقي كه به اعليحضرت خورشيد رتبت، امپراطور كل ممالك روسيه دارند به اين صلحنامه به عوض خود و وليعهدان عظام تخت شاهانه ايران ولايات قراباغ و گنجه كه الآن موسوم به اليزابت پول است و الكاي خوانين نشين شكي، شيروان، قوبٌه، دربند، بادكوبه و هر جا از ولايات طالش را با خاكي كه الآن در تحت تصرف دولت روسيه است و تمامي داغستان، گرجستان، محال شوره گل، آچوق باش، كورنه، مينگرلي، آبخازي و تمامي الكا و اراضي كه در ميانه قفقازيه و سرحدات معينه الحاله بوده و نيز آنچه از اراضي درياي قفقازيه الي كنار درياي خزر متصل است مخصوص و متعلق به ممالك آمپيريه روسيه مي داند.

فصل چهارم- اعليحضرت خورشيد رايت، امپراطور قدر قدرت، پادشاه اعظم ممالك ايران به جهت اثبات اين معني كه بنابر همجواريت طالب و راغب است كه در ممالك شاهانه ايران مراتب استقلال و اختيار پادشاهي را در بناي اكيد مشاهده و ملاحظه نمايند، لهذا از خود و از عوض وليعهدان عظام اقرار مي نمايند كه هر يك از فرزندان عظام ايشان كه به وليعهدي دولت ايران تعيين مي گردد هر گاه محتاج به اعانت و امدادي از دولت روسيه باشد مضايقه ننمايد، تا از خارج كسي نتواند دخل در مملكت ايران نمايد و به امداد و اعانت روس دولت ايران مستقر و محكم گردد، و اگر در سر امور داخله مملكت ايران فيمابين شاهزادگان مناقشتي دولت روس را در آن ميانه كاري نيست، تا پادشاه وقت خواهش نمايد.

فصل پنجم- كشتيهاي دولت روسيه كه براي معاملات بر روي درياي خزر تردد مي نمايند به دستور سابق مأذون خواهند بود كه به سواحل و بنادر جانب ايران عازم و نزديك شوند و زمان طوفان و شكست كشتي از طرف ايران اعانت و ياري دوستانه نسبت به آنها بشود. كشتيهاي جانب ايران هم به دستور سابق مأذون خواهند بود كه براي معامله روانه سواحل روسيه شوند و به همين نحو در هنگام شكست و طوفان از جانب روسيه اعانت و ياري دوستانه درباره ايشان معمول گردد. كشتيهاي عسكريه جنگي روسيه به طريقي كه در زمان دوستي و يا در هر وقت كشتيهاي جنگي دولت روسيه با علم و بيدق در درياي خزر بوده اند حال نيز محض دوستي اذن داده مي شود كه به دستور سابق معمول گردد و أحدي از دولتهاي ديگر سواي دولت روس كشتيهاي جنگي در درياي خزر نداشته باشد.

فصل ششم- تمام اسرايي كه در جنگها گرفته شده اند يا اينكه به اهالي طرفين اسير شده از كريستيان و يا هر مذهب ديگر باشند مي بايد الي وعده سه ماه هلالي بعد از تصديق و خط گذاردن در اين عهدنامه از طرفين مرخص و رد گرديده هر يك از جانبين خرج و مايحتاج به اسراي مزبوره داده به قرا كليسا رسانند و وكلاي سر حدات طرفين به موجب نشر اعلامي كه در خصوص فرستادن آنها به جاي معين به يكديگر مي نمايند اسراي جانبين را باز دريافت خواهند كرد و آنانكه به سبب تقصير يا خواهش خود از مملكتين فرار نموده اند، أذن به آن كساني كه به رضا و رغبت خود اراده آمدن داشته باشند داده شود كه به وطن خود مراجعت نمايند، و هر كس از هر قومي چه اسير و چه فراري كه نخواسته باشد بيايد كسي را با او كاري نيست و عفو و تقصيرات از طرفين نسبت به فراريان اعطا خواهد شد.

فصل هفتم- علاوه از قرار و اظهار مزبوره بالا رأي بيضا ضياي اعليحضرت كيوان رفعت، امپراطور اعظم روسيه و اعليحضرت قدر قدرت، پادشاه اعظم ممالك ايران قرار يافته كه ايلچيان معتمد طرفين كه هنگام لزوم مأمور و روانه دارالسلطنه جانبين مي شوند بر وفق لياقت رتبه امور، كليه مرجوعه ايشان را حاصل و پرداخت و سجل نمايند و به دستور سابق وكلايي كه از دولتين، بخصوص حمايت ارباب معاملات در بلاد مناسبه طرفين تعيين و تمكين گرديده زياده از ده نفر عمله نخواهند داشت و ايشان به اعزاز شايسته مورد مراعات گرديده و به احوال ايشان هيچ گونه زحمت نرسيده، بل زحمتي كه به رعاياي طرفين عايد گردد و به موجب عرض و اظهار وكلاي مزبوره رضاي ستمديدگان جانبين داده شود.

فصل هشتم- در باب آمد و شد قوافل و ارباب معاملات در ميان ممالك دولتين عليتيٌن اذن داده مي شود كه هر كس از اهالي تجٌار بخصوص به ثبوت اينكه دوست رعايا و ارباب معاملات متعلقه به دولت بهيه روسيه و يا تجار متعلق به دولت عليٌه ايران مي باشند، از دولت خود يا از سر حدٌداران تذكره و يا كاغذ راه در دست داشته باشند، از طريق بحر و بر به جانب ممالك اين دو دولت بدون تشويش آيند و هر كس هرقدر خواهد ساكن و متوقف گشته به امور معامله و تجارت اشتغال نمايند، و زمان مراجعت آنها به اوطان خود از دولتين مانع ايشان نشوند. آنچه مال و تنخواه از امكنه ممالك روسيه به ولايات ايران و نيز از طرف ايران به ممالك روسيه برند و به معرض بيع رسانند و يا معاوضه با مال و اشياء ديگر نمايند، اگر در ميان ارباب معاملات طرفين بخصوص طلب و غيره شكوه و ادعايي باشد به موجب عادت مألوفه به نزد وكلاي طرفين يا اگر وكيل نباشد نزد حاكم آنجا رفته امور خود را عرض و اظهار سازد تا ايشان از روي صداقت، مراتب ادعاي آنها را مشخص و معلوم كرده، خود و يا به معرفت ديگران قطع و فصل كار را ساخته نگذارند تعرٌض و زحمتي به ارباب معاملات عايد بشود.

در باب تجٌار طرف ممالك روسيه كه وارد ممالك ايران مي شوند مأذون خواهند بود كه اگر با اموال و تنخواه خودشان به جانب ممالك پادشاهانه ديگر كه دوست ايران مي باشند بروند از طرف دولت ايران بي مضايقه تذكرات راه به ايشان بدهند و همچنين از طرف دولت روس در ماده تجارت اهالي دولت ايران كه از خاك ممالك روسيه به جانب ساير ممالك پادشاهانه كه دوست دولت روسيه باشند مي روند، معمول خواهد شد.

وقتي كه از رعاياي دولت روسيه در زمان توقف و تجارت. در ممالك ايران فوت شده باشد اموال و املاك او در ايران بماند چون مايعرف او از مال رعاياي دولت دوست است، لهذا مي بايد اموال مفوت به موجب قبض الوصول شرعي رد و تسليم ورثه مفوت گردد و نيز اذن خواهد داد كه املاك مفوت را اقوام او بفروشند، چنانكه كه اين معني در ممالك روسيه و پادشاهان ديگر دستور و عادت بوده متعلق به هر دولت باشد مضايقه نمي نمايند.

فصل نهم- باج و گمرك اموال تجار طرف دولت بهيه روسيه كه به بنادر و بلاد ايران مي آورند از يك تومان پانصد دينار در يك بلده گرفته از آنجا با اموال مزبوره به هر ولايت ايران بروند چيزي مطالبه نكرده و همچنين از اموالي كه از ممالك ايران بيرون مي آورند آن قدر گرفته زياده به عنوان خرج و توجيه و تحميل و اختراعات چيزي از تجار روسيه با شرٌ و شلتاق مطالبه نشود و به همين نحو در يك بلده باج و گمرك تجٌار ايران كه به بنادر و ممالك روسيه مي آورند و يا بيرون مي برند به دستور گرفته، اختلافي به هيچ وجه نداشته باشند.

فصل دهم- بعد از نقل اموال تجٌار به بنادر كنار دريا و يا آوردن از راه خشكي به بلاد سرحدات دولتين اذن و اختيار به تجٌار و ارباب معاملات طرفين داده شده كه اموال خودشان را فروخته و اموال ديگر خريده و يا معاوضه كرده، ديگر از امناي گمرك و مستاجرين طرفين اذن نخواسته باشند، زيرا كه بر ذمٌه امناي گمرك و مستأجرين لازم است كه ملاحظه نمايند تا معطٌلي و تأخير در كار ارباب معاملات وقوع نيافته، باج خزانه را از بايع يا از مبيع (يا از مشتري) هر نوع با هم سازش مي نمايند بازيافت دارند.

فصل يازدهم- بعد از تصديق و خط گذاردن در اين شروط نامه، وكلاي مختار دولتين عليٌتين بلاتأخير به اطراف جانبين اعلام و اخبار مي نمايند و امر اكيد بخصوص بالمرٌه ترك و قطع امور عداوت و دشمني به هر جا ارسال خواهند كرد. شرط اين شروط نامه الحاله كه بخصوص استدامت مصالحه دائمه طرفين مستقر و دو قطعه مشروحه با ترجمان خطٌ فارسي مرقوم و محرٌر و از وكلاي مختار مأمورين دولتين عليٌتين مزبوره بالتصديق و با خطٌ و مهر مختم گرديده و مبادله با يكديگر شده است مي بايست از طرف اعليحضرت خورشيد رتبت. پادشاه اعظم، امپراتور اكرم، مالك كل ممالك روسيه و از جانب اعليحضرت قدر قدرت، پادشاه والا جاه ممالك ايران به امضاي خطٌ شريف ايشان تصديق گردد و چون اين صلحنامه مشروحه مصدٌقه مي بايد از هر دو دولت پايدار به وكلاي مختار برسد، لهذا از دولتين عليٌتين در مدت سه ماه هلالي وصول گردد.

تحريرآ في معسكر روسيه در رودخانه زيوه من محال گلستان متعلٌقه قراباغ به تاريخ بيست و نهم شهر شوال المكرم سنه يك هزار و دويست و هشت هجري نبوي مطابق دوازدهم ماه اكتوبر سنه يك هزار و هشتصد و سيزده عيسوي سمت تحرير رفت.

متن قرارداد تركمن چاي

دیباچه عهدنامه ایران و روس

الحمدالله الوافی و الكافی بعد از انعقاد عهدنامه مباركه گلستان و مبادلات و معاملات دوستانه دولتین علیتین و ظهور آداب كمال مهربانی و یكجهتی حضرتین بهیٌتین به مقتضای حركات آسمانی برخی تجاوزات ناگهانی از جانب سر حد داران طرفین به ظهور رسیده كه موجب سنوح غوایل عظیمه شد و از آن جا كه مرآت ضمایر پادشاهانه جانبین از غبار این گونه مخاطرات پاك بود اولیای دولتین علیتین تجدید عهد مسالمت را اهتمامات صادقانه و كوشش های منصفانه در دفع و رفع غایله اتفاقیه به ظهور رسانیده عهدنامه مباركه جدید به مبانی و اصولی كه در طی فصول مرقومه مذكور است مرقوم و مختوم آمد به مهر وكلای دولتین علیتین و در ماه شوال در سال هزار و دویست و چهل و نه هجری به امضای همایون شرف استقرار و استحكام پذیرفت. بر اولیای دولتین لازم است كه از این پس در تحصیل موجبات مزید دوستی و موافقت اهتمامات صادقانه مبذول دارند و اسباب استحكام و استقرار معاهده مباركه را به مراودات دوستانه متزاید خواهند و اگر در معدات تكمیل امور دوستی قصوری بینند به امضای خواهشهای منصفانه تدارك آن را لازم بشمارند و دقیقه از دقایق دوستی را مهمل و متروك نگذارند.

بسم الله الرحمن الرحیم

چون اعلیحضرت قضا قدرت، پادشاه اعظم والاجاه، امپراطور اكرم شوكت دستگاه، مالك بالاستحقاق كل ممالك روسیه و اعلیحضرت كیوان رفعت خورشید رایت، خسرو نامدار پادشاه اعظم با اقتدار ممالك ایران، چون هر دو علی السویه اراده و تمنای صادقانه دارند كه به نوایب و مكاره جنگی كه بالكلیه منافی رأی والای ایشان است نهایتی بگذارند و سنتهای قدیم حسن مجاورت و مودت را ما بین این دو دولت بواسطه صلحی كه متضمن دوام باشد و بواعث خلاف و نفاق آتیه را دور كنند در بنای مستحكم استقرار دهند، لهذا برای تقدیم این كار خجسته آثار اعلیحضرت امپراطور كل ممالك روسیه جناب ژان پاسكویچ‌‌‌‍‌‌، جنرال آنفاندری، سردار عسكر جداگانه قفقاز، ناظم امورات ملكیه گرجستان و ولایات قفقاز و حاجی ترخان، مدیر سفاین حربیه بحر خزر، صاحب حمایلات الكسندر نویسكی مقدس مرصع به الماس، به آن مقدس مرتبه اول مرصع به الماس، ولادیمیر مقدس مرتبه اول و گیورگی مقدس مرتبه دویم و صاحب دو شمشیر افتخار یكی طلا موسوم«برای شجاعت» و دیگری مرصع به الماس و صاحب حمایلات دول خارجه مرتبه اولین عقاب سرخ پیكر پروسیه، هلال دولت عثمانی و نشان های دیگر و جناب «الكسندر اوبرو سكوف» صاحب حمایلات مقدسه ثالث ولادیمیر، مرتبه ثانی سن استانیسلاس لهستان، مرتبه دوم سن ژان بیت، و از طرف اعلیحضرت قویشوكت پادشاه ممالك ایران نواب مستطاب والا شاهزاده نامدار عباس میرزا را وكلای مختار خود تعیین كردند و ایشان بعد از آن كه در تركمنچای مجتمع شدند و اختیار نامه خود را مبادله كرده و موافق قاعده و شایسته دیدند، فصول آتیه را تعیین و قرارداد كردند:

فصل اول- بعد الیوم ما بین اعلیحضرت امپراطور كل ممالك روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالك ایران و ولیعهدان و اخلاف و ممالك و رعایای ایشان مصالحه و مودت و وفاق كاملی إلی یوم الأبد واقع خواهد بود.

فصل دویم- چون جدال و نزاعی كه فیما بین عهد كنندگان رفیع الاركان واقع شد و امروز بسعادت منقطع گردید، عهود و شروطی را كه بموجب عهدنامه گلستان، بر ذمت ایشان لازم بود موقوف و متروك می دارد، لهذا اعلیحضرت كل ممالك روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالك ایران چنین لایق دیدند كه به جای عهدنامه مزبوره گلستان، عهدنامه دیگر به این شروط و عهود و قیود قرار دهند كه ما بین دو دولت روس و ایران بیشتر از پیشتر موجب استقرار و انتظام روابط آتیه صلح و مودت گردد.

فصل سیم- اعلیحضرت پادشاه ممالك ایران از جانب خود و از جانب ولیعهدان و جانشینان به دولت روسیه واگذار می كند تمامی الكای نخجوان و ایروان را - خواه این طرف روس باشد یا آن طرف. و نظر به تفویض، اعلیحضرت ممالك ایران تعهد می كند كه بعد از امضاء این عهدنامه، در مدت شش ماه، همه دفتر و دستور العمل متعلق به اداره این دو دولت مذكوره باشد به تصرف امرای روسیه بدهند.

فصل چهارم- دولتین علیتین معاهدتین عهد و پیمان می كنند كه برای سر حد فیما بین دو مملكت بدین موجب سر حد وضع نمایند:

از نقطه سر حد ممالك عثمانی كه از خط مستقیم به قله كوه آغری كوچك أقرب است. ابتدا كرده، این خط تا به قله آن كوه كشیده می شود و از آنجا به سر چشمه رودخانه مشهور به قرا سوی پایین كه از سراشیب جنوبی آغری كوچك جاریست فرود آمده، به متابعت مجرای این رودخانه تا به التقای آن رودخانه ارس در مقابل شرور ممتد می شود. چون این خط به آن جا رسید به متابعت مجرای ارس تا به قلعه عباس آباد می آید و در تعمیرات و ابنیه خارجه آن كه در كنار راست ارس واقع است نصف قطری بقدر نیم آغاج كه عبارت از سه ورس و نیم روسی است رسم می شود و این نصف قطر در همه اطراف امتداد می یابد. همه اراضی و عرصه كه در این نصف قطر محاط و محدود می شود بالانفراد متعلق به روسیه خواهد داشت و از تاریخ امروز در مدت دو ماه با صحت و درستی كامل معین و مشخص خواهد شد و بعد از آن از جایی كه طرف شرقی این نصف قطر متصل به ارس می شود خط سر حد شروع و متابعت مجرای ارس می كند تا به مسیر یدی بلوك و از آن جا از خاك ایران به طول مجرای ارس امتداد می یابد با فاصله و مسافت سه آغاج كه عبارتست از بیست و یك ورس روسی.

بعد از وصول به این نقطه خط سر حد به استقامت از صحرای مغان می گذرد تا به مجرای رودخانه موسومه بالهارود به محلی كه در سه فرسخی واقع است كه عبارتست از بیست و یك ورس روسی پایین تر از ملتقای دو رودخانه كوچك موسوم به آدینه بازار و ساری قمیش و از آن جا این خط به كنار چپ بالهارود تا به ملتقای رودخانه های مذكور آدینه بازار و ساری قمیش صعود كرده به طول كنار راست رودخانه آدینه بازار شرقی تا به منبع رودخانه و از آن جا تا به اوج بلندی های جگیر امتداد می یابد، به نوعی كه جمله آبهایی كه جاری به بحر خزر می شوند متعلق به روسیه خواهد بود و همه آبهایی كه سراشیب و مجرای آنها به جانب ایران است تعلق به ایران خواهد داشت.

و چون سر حد دو مملكت این جا بواسطه قلل جبال تعیین می یابد، لهذا قرار داده شد كه پشته هایی كه از این كوهها به سمت بحر خزر است به روسیه و طرف دیگر آنها به ایران متعلق باشد. از قله های بلندی های جگیر خط سر حد تا به قله كمر قویی به متابعت كوههایی می رود كه طالش را از محال ارشق منفصل می كند. چون قلل جبال از جانبین مجرای میاه را می دهند، لهذا در این جا نیز خط سر حد را همان قسم تعیین می كند كه در فوق در باب مسافت واقعه بین منبع و آدینه بازار و قلل جگیر گفته شد و بعد از آن خط سر حد از قله كمر قویی به بلندی های كوههایی كه محال زوند را از محال ارشق فرق می دهد متابعت می كند تا به سر حد محال ولكیج همواره بر طبق همان ضابطه كه در باب مجرای میاه معین شد، محال زوند بغیر از آن حصه كه در سمت مخالف قلل جبال مذكوره واقع است از این قرار حصه روسیه خواهد بود. از ابتدای سر حد محال ولكیج خط سر حد ما بین دو دولت به قلل جبال كلوتوپی و سلسله كوههای عظیم كه از ولكیج می گذرد متابعت می كند تا به منبع شمالی رودخانه موسوم به آستارا پیوسته به ملاحظه همان ضابطه در باب مجرای میاه و از آن جا خط سرحد متابعت مجرای این رودخانه خواهد كرد تا به ملتقای دهنه آن به بحر خزر و خط سر حد را كه بعد از این متصرفات روسیه و ایران را از هم فرق خواهد داد تكمیل خواهد نمود.

فصل پنجم- اعلیحضرت پادشاه ممالك ایران برای اثبات دوستی خالصانه كه نسبت به اعلیحضرت امپراطور كل ممالك روسیه دارد به این فصل از خود و از عوض اخلاف و ولیعهدان سریر سلطنت ایران تمامی الكا و اراضی و جزایری را كه در میانه خط حدود معینه در فصل مذكوره فوق و قلل برف دار كوه قفقاز و دریای خزر است و كذا جمیع قبایل را چه خیمه نشین چه خانه دار، كه از اهالی و ولایات مذكوره هستند واضحاً و علناً الی الابد مخصوص و متعلق به دولت روسیه می داند.

فصل ششم- اعلیحضرت پادشاه ممالك ایران به تلافی مصارف كثیره كه دولت روسیه را برای جنگ واقعه بین الدولتین اتفاق افتاده و همچنین به تلافی ضررها و خسارت هایی كه به همان جهت به رعایای دولت روسیه رسیده تعهد می كند كه بواسطه دادن مبلغی وجه نقد آنها را اصلاح نماید و مبلغ این وجه بین الدولتین به ده كرور تومان رایج قرارگرفت كه عبارت است از بیست میلیون مناط سفید روسی، و چگونگی در موعد و رهاین فصول این وجه در قرارداد علاحده كه همان قدر قوت و اعتبار خواهد داشت كه گویا لفظاً به لفظ در این عهدنامه مصالحه حالیه مندرج است، معین خواهد شد.

فصل هفتم- چون اعلیحضرت پادشاه ممالك ایران شایسته و لایق دانسته همان فرزند خود عباس میرزا را ولیعهد و وارث تخت فیروزی بخت خود تعیین نموده است، اعلیحضرت امپراطور كل ممالك روسیه برای این كه از میل های دوستانه و تمنای صادقانه خود كه در مزید استحكام این ولیعهدی دارد به اعلیحضرت پادشاهی شاهنشاه ممالك ایران برهانی واضح و شاهدی لایح بدهد، تعهد می كند كه از این روز به بعد شخص وجود نواب مستطاب والا شاهزاده عباس میرزا را ولیعهد و وارث برگزیده تاج و تخت ایران شناخته، از تاریخ جلوس به تخت شاهی، پادشاه بالاستحقاق این مملكت می داند.

فصل هشتم- سفاین تجارتی روس مانند سابق استحقاق خواهند داشت كه به آزادی بر دریای خزر به طول سواحل آن سیر كرده به كناره های آن فرود آیند و در حالت شكست كشتی در ایران اعانت و امداد خواهند یافت و همچنین كشتیهای تجارتی ایران را استحقاق خواهد بود كه به قرار سابق در بحر خزر سیر كرده، به سواحل روس آمد و شد نمایند و در آن سواحل در حال شكست كشتی به همان نسبت استعانت و امداد خواهند یافت. در باب سفاین حربیه كه علم های عسكریه روسیه دارند چون از قدیم بالانفراد استحقاق داشتند كه در بحر خزر سیر نمایند، لهذا همین حق مخصوص كما فی السابق امروز به اطمینان به ایشان وارد می شود، به نحوی كه غیر از دولت روسیه هیچ دولت دیگر نمی تواند در بحر خزر كشتی جنگی داشته باشد.

فصل نهم- چون مكنون خاطر اعلیحضرت امپراطور كل ممالك روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالك ایران است كه من كل الوجوه عهودی را كه به این سعادت و میمنت ما بین ایشان مقرر گشته مستحكم نمایند، لهذا قرارداد نمودند كه سفراء و وكلا و كارگزارانی كه از جانبین به دولتین علیتین تعیین می شود- خواه برای انجام خدمت های اتفاقی یا برای اقامت دایمی - به فراخور مرتبه و موافق شأن دولتین علیتین و بملاحظه مودتی كه باعث اتحاد ایشان گشته به عادت ولایت مورد اعزاز و احترام شوند و در این باب دستور العملی مخصوص و تشریفاتی قرار خواهند كرد كه از طرفین مرعی و ملحوظ گردد.

فصل دهم- چون اعلیحضرت امپراطور كل روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالك ایران استقرار و افزایش روابط تجارت را ما بین دو دولت مانند یكی از نخستین فواید ملاحظه كردند كه می بایست از تجدید مصالحه حاصل شود، لهذا قرارداد نمودند كه تمامی اوضاع و احوال متعلقه به حمایت تجارت و امنیت تبعه دو دولت را به نوعی كه متضمن مرابطه كامله باشد معین و منتظم و در معاهده جداگانه ای كه به این عهدنامه ملحق و ما بین وكلای مختار جانبین مقرر و مانند جزو متمم او مرعی و ملحوظ میشود مضبوط و محفوظ دارند.

اعلیحضرت پادشاه ممالك ایران برای دولت روس كما فی السابق این اختیار را مرعی می دارد كه در هر جا كه مصلحت دولت اقتضا كند كونسولها و حامیان تجارت تعیین نمایند و تعهد می كند كه این كونسولها و حامیان تجارت را كه هر یك زیاده از ده نفر اتباع نخواهد داشت فراخور رتبه ایشان مشمول حمایت و احترامات و امتیازات سازد و اعلیحضرت امپراطور كل ممالك روسیه از جانب خود وعده می كند كه درباره كونسولها و حامیان تجارت اعلیحضرت پادشاه ممالك ایران به همین وجه مساوات كامله مرعی دارد.

در حالتی كه از جانب دولت ایران نسبت به یكی از كونسولها و حامیان تجارت روسیه شكایتی محققه باشد، وكیل و یا كارگزار دولت روس كه در دربار اعلیحضرت پادشاه ممالك ایران متوقف خواهد بود و این حامیان و كونسولها بلاواسطه در تحت حكم او خواهد شد، او را از شغل خود بیدخل داشته به هر كه لایق داند اداره امور مزبور را بر سبیل عادیه رجوع خواهد كرد.

فصل یازدهم- همه امور و ادعا های تبعه طرفین كه به سبب جنگ به تأخیر افتاده بعد از انعقاد مصالحه موافق عدالت به اتمام خواهد رسید و مطالباتی كه رعایای دولتین جانبین از یكدیگر یا از خزانه داشته باشند به تعجیل و تكمیل وصول پذیر خواهد شد.

فصل دوازدهم- دولتین علیتین معاهدتین بالاشتراك در منفعت تبعه جانبین قرارداد می كنند كه برای آنهایی كه مابین خود به سیاق واحد در دو جانب رود ارس املاك دارند موعدی سه ساله مقرر نمایند تا به آزادی در بیع یا معاوضه آنها قدرت داشته باشند، لكن اعلیحضرت امپراطور كل روسیه از منفعت این قرارداد در همه آن مقداری كه به او تعلق و واگذار می شود، سردار سابق ایروان حسین خان و برادر او حسن خان و حاكم سابق نخجوان كریم خان را مستثنی می دارد.

فصل سیزدهم- همه اسیرهای جنگی دولتین خواه در مدت جنگ آخر باشد یا قبل از آن و همچنین تبعه طرفین كه به اسیری افتاده باشند از هر ملت كه باشد همگی بغایت چهار ماه به آزادی مسترد و بعد از آنكه جیره و سایر تداركات لازمه به آنها داده شد به عباس آباد فرستاده می شوند تا اینكه به دست مباشرین جانبین كه در آن جا مأمور گرفتن و تداركات فرستادن ایشان به ولایت خواهد بود تسلیم شوند.

دولتین علیتین در باب همه اسیرهای جنگ و تبعه روس و ایران كه به اسیری افتاده و به علت دوری مكان هایی كه در آن جا بوده اند یا به علت اوضاع و اسباب دیگر بعینه مسترد نشده باشند، همان قرارداد را می كنند و هر دو دولت ایٌ وقت كان اختیار بی حد و نهایت خواهند داشت كه آنها را مطالبه كنند و تعهد می كنند كه هر وقت اسیر خود به دولت عرض نماید یا ایشان را مطالبه كنند از جانبین مسترد سازند.

فصل چهاردهم- دولتین علیتین معاهدتین جلای وطن كنندگان و فراریان را كه قبل از جنگ یا در مدت آن به تحت اختیار جانبین گذاشته باشند مطالبه نمی كنند ولیكن برای منع نتایج مضره جانبین كه از مكاتبات و علاقه خفیه بعضی از این فراریان با هم ولایتیان یا اتباع قدیم ایشان حاصل می تواند شد، دولت ایران تعهد می كند كه حضور و توقف اشخاصی را كه الحال یا بعد از این باسمه به او مشخص خواهد شد از متصرفات خود كه مابین ارس و خط رودخانه مرسوم به جهریق و دریا و حد ارومی و رودخانه مشهور به جیقتو و قزل اوزن تا التقای آن به دریا واقع است رخصت می دهد.

اعلیحضرت امپراطور كل ممالك روسیه از جانب خود همچنین وعده می كند كه فراریان ایران را در ولایت قراباغ و نخجوان و كذالك در آن حصه ولایت ایروان كه در كنار راست رود ارس واقع است اذن توطن و سكنی ندهد، لیكن معلوم است كه این شرط مجری و معمول نبوده و نخواهد بود، مگر در باب اشخاصی كه صاحب مناصب ملكیه یا مرتبه و شأن دیگر باشد، مانند خوانین و بیك ها و ملا های بزرگ كه صورت رفتار ها و اغواها و مخابرات و مكاتبات خفیه ایشان درباره همولایتیان و اتباع و زیر دستان قدیم خود موجب یك نوع رسوخ و تأثیر به افساد و اخلال تواند شد.

در خصوص رعایای عامه مملكتین مابین دولتین قرارداده شده كه رعایای جانبین كه از مملكتی به مملكت دیگر گذشته باشند، یا بعد از این بگذرند مأذون و مرخص خواهند بود كه در هر جایی كه آن دولت كه این رعایا به تحت حكومت و اختیار او گذاشته باشند مناسب داند سكنی و اقامت كنند.

فصل پانزدهم- اعلیحضرت پادشاه ممالك ایران به این حسن اراده كه آرام و آسایش را به ممالك خود باز آورد و موجبات مكاره را كه اكنون به سبب این جنگ و خصومت بر اهالی مملكت روی آورده و به جهت انعقاد این عهدنامه كه به فیروزی تمام سمت انجام می پذیرد از ایشان دور كرده، همه رعایا و ارباب مناصب آذربایجان عفو كامل و شامل مرحمت می فرمایند و هیچ یك از ایشان بدون استثنای مراتب و طبقات به جرم عرضه ها و عملها و رفتارهای ایشان كه در مدت جنگ یا در اوقات تصرف چند وقت قشون روسیه از ایشان ناشی شده نباید معاقب شوند و آزار ببینند و نیز از امروز یكساله مهلت به ایشان مرحمت می شود كه به آزادی با عیال خود از مملكت ایران به مملكت روس انتقال نمایند و اموال و اشیاء خود را نقل یا بیع كنند، بدون اینكه از جانب دولت یا حكام ولایت اندك ممانعت كنند یا از اموال و اشیاء منقوله یا مبیعه ایشان حقی و مزدی اخذ نمایند.

و در باب املاك ایشان پنج سال موعد مقرر می شود كه در آن مدت بیع به حسب خواهش خود بنا گذاری در باب آنها نمایند، و از این عفو و بخشش مستثنی می شوند كسانی كه در این مدت یكساله به سبب بعضی تقصیرها و گناههایی كه مستلزم سیاست دیوانخانه باشد مستوجب عقوبت می گردد.

فصل شانزدهم- بعد از امضای این عهدنامه مصالحه، فی الفور وكلای مختار جانبین اهتمام خواهند داشت كه به همه جا دستورالعمل و حكم های لازمه بفرستند تا بلا تأخیر خصومت را ترك نمایند.

این عهدنامه مصالحه كه در دو نسخه به یك مضمون ترتیب یافته است و به دستخط وكلای مختار جانبین رسیده به مهر ایشان ممهور و مابین ایشان مبادله شده است. از جانب اعلیحضرت امپراطور كل ممالك روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالك ایران مصدق و ممضی و تصدیق نامه های متداوله كه به دستخط مخصوص ایشان مزین خواهد بود و در مدت چهارماه یا زودتر اگر ممكن باشد مابین وكلای مختار ایشان مبادله خواهد شد.

تحریراً در قریه تركمان چای، به تاریخ دهم شهر(؟) فیورال روسی سنه یك هزار و هشتصد و بیست و هشت (1828م.) مسیحیه كه عبارت است از پنجم شهر شعبان المعظم سنه یك هزار و دویست و چهل و سه (1243ق.) هجری به ملاحظه و تصدیق نواب نایب السلطنه رسید و به امضای وزیر دول خارجه عالیجاه میرزا ابوالحسن خان رسید